تبلیغات
متن ترانه ها
مدتی ست «کوروش یغمایی» صحبت ها و مقطه نظراتش را درباره اوضاع و احوالات روز موسیقی در کشور، به صورت اینترنتی منتشر می کند و یاددداشت های قبلی ایشان نیز به شدت مورد توجه قرار گرفته است. این هنرمند باسابقه که سالهاست انتشار آلبوم جدیدش «ملک جمشید» به دلایل نامعلوم میسر نشده، شب گذشته در جدیدترین اظهاراتش، باز هم به سیستم کنونی رواج پیدا کرده در چارت مدیریتی کلان موسیقی در کشور اشاره کرده است. این یادداشت را به نقل از صفحه و سایت «کوروش یغمایی» می خوانید:

«تا آنجا که می دانیم موسیقی دانان در گذشته از طرف دربار و یا اشراف حمایت می شده اند. اما با تحولات معاصر دو مرجع قانونی ( وزارت ارشاد ، رادیو و تلویزیون ) نسبت به حفظ و توسعه فرهنگ موسیقی مسئولیت دارند، اما بر پایه آنچه که در گذشته رخ داده است به نظر می رسد خط مشی اصلی موزیک پاپ بدست دلالان و... انجام می گیرد. همین امروز پیامی به تلفن همراه من آمدکه متن آن (تولید آلبوم موسیقی برای شما با شرایط ویژه.... با شماره تلفن ) بود از این آگهی ها همواره و به میزان بسیار زیاد حتی با دادن تضمین در روزنامه ها و... چاپ می شود که نشانگر فروپاشی و بی در وپیکر بودن این هنرمی باشد. در این بازارهای تجاری ده ها آهنگ و ده ها شعر فقط از نظر قیمت طبقه بندی و به حراج گذاشته شده اند و هر مشتری فقط بر پایه میزان بضاعت مالی خود آنها را می خرد. نتیجه آنهم هم اکنون روبروی ما قرار دارد و آنها را می شنویم . این در حالی است که با چند آزمایش و آزمون ابتدایی می توان به ساختارشخصیتی و فرهنگی وهنری این بازارها وهمچنین میزان آگاهی به هنرموسیقی احتمالی آنها پی برد که با داشتن کدام پشتوانه و پیشینه ارزشمند ادبی ، فرهنگی ، هنری (که اساس و پایه های اولیه تولید این آثار فرهنگی می باشد) شعر و آهنگ را گزینش و تلفیق و اجرا و تولید می کنند. آیا اصلا تولید چنین کار فرهنگی چند بعدی مهمی را (نماد موزیک کشوردر جهان) چه مرجعی به اینان سپرده که اینان اینگونه برای فرهنگ موزیک جوانان کشور آزادانه و گستاخانه تبلیغ و فرهنگ سازی (!) می کنند.

البته این روندی است که با استانداردهایی در کشورهای دیگرجهان هم توسط کمپانی ها و.... اجرا می شود و در آنجا هم شاهد تولید بعضی کارهای بی ارزش هستیم اما نکته بسیار مهم آن است که آنها دارای پیشینه و پشتوانه پر ارزش و بویژه ثبت شده موزیک بنیادی متعلق به خود هستند واین فرم موزیک های زود گذر، آنچنان آسیبی به اصل و ریشه موزیک آنها وارد نمی کند . اما متاسفانه موزیک سنتی ومحلی (فولکلور) ما شفاهی می باشد و باگسترش و تبلیغ این فرم های بی ارزش، هرروز بیشتر با خطر فراموش شدن موزیک سنتی و محلی خودمان که بنیان و نشان و ریشه هویت ما می باشد نزدیک و نزدیکتر می شویم.

به باورمن تا هنگامی که تبلیغات گسترده و مخاطبان ناآگاه از این روند حمایت می کنند و تا مراجع مربوطه هم فکری برای این فاجعه فرهنگی بنیان برانداز نکنند راهنمایی ها و آگاهی های من هم سود واثر بنیادی نخواهد داشت و براین پایه بارها به این فکر افتاده ام که کوله بار موزیک خود را ببندم وبا این وضعیت غیر قابل تحمل ( دست کم برای من که دیگر آبرویی برای ما نگذاشته)، خداحافظی کنم و مانند دیگران پی کار خود بروم . اما از سوی دیگر خیال و آرزویی که برای پیشرفت و سربلندی کشورم که همواره در سرم بوده است مانع از اجرای این تصمیم شده و لیکن میزان تحمل هر کس هم اندازه ای دارد. در این هنگام که ناگزیر در سراشیبی پرتگاهی رسیده ایم که بنظر می رسد گریزی از این خودکشی فرهنگی نیست، خوشحالم از این که مانند همیشه حرف هایی را که دیگران می دانسته و نگفته اند ، به روشنی گفته ام واگر هنوز هم کسانی بر پایه منافع شخصی در برابر از دست دادن فرهنگ کشور نمی خواهند این فروپاشی را در زمینه این هنر بپذیرند مهم نیست. زیرا « همواره می توان کسی را که در خواب است بیدارکرد اما هرگز نمیتوان کسی را که خودش را به خواب زده بیدارکرد... ».

روزی پیرمردی دانا ازمیان شهری می گذشت ، به ناگاه دید جوانی بر روی جوی خم شده و با دهان مشغول نوشیدن آب است. پیرمرد برای اینکه با روش ساده ای به او بفهماند کارش اشتباه می باشد و برایش زیان آوراست ، ایستاد و به او گفت: جوان ، این طورآب نخور، عقلت کم می شود. جوان سرش را بسوی پیرمرد برگرداند و گفت: عقل چیست؟ پیرمرد بلا درنگ گفت:آقا جان خداحافظ شما !!!!!!! و به راهش ادامه داد.

در این جا بد نیست شعر یغمای جندقی جد خودم را برای کسانی که گوششان به این حرفها بدهکار نیست یادآور شوم:

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته بجایی نرسد ، فریاد است

در آخر باید بگویم که ازاینکه با خواندن یادداشت های شما دوستان مهربان متوجه شدم که همه شما به این باور رسیده اید که منهای استثناها هیچکدام از اینها در جایگاه شایسته یک خواننده قرار نمیگیرند بسیار خوشحال شدم . چون همین آگاهی ، بسیاری از گمراهی های دیگر را هم برطرف می سازد. همچنین با قدردانی از همه هنرمندانی که هنوز با شایستگی در جایگاه یک هنرمند واقعی هنر خود را حفظ کرده اند و آلوده این دار و دسته ها نشده اند ، تاریخ همواره جایگاه شما را بیاد خواهد داشت. به باور من هرشخص برپایه بیوگرافی خود (1- فرهنگ خانواده 2- میزان و نوع و رشته تحصیلات 3- پیشه(شغل) 4- پیوند با دیگر گروه ها وطبقات اجتماعی ویژه) موزیک درخور خود رامی پسندد و گوش می کند و بر پایه عادت ازآن لذت هم می برد.

مثلا در کشور- شهر تهران با این درهم آمیختگی فرهنگی وطبقاتی و.... بسیار بسیار دشوار است که بتوان در یک آلبوم همه را راضی نگهداشت . اما همواره کوشش من برآن بوده وهست « برپایه تجربیات شخصی در موزیک و بویژه آموخته های رشته تحصیلی ام » تا آنجا که امکان دارد بتوانم نیازها و خواسته های همه را در قالبی ماندگار و بویژه استاندارد که شایسته فرهنگ این سرزمین باشد عرضه کنم .

در آخر شعر معروف حافظ بزرگ را که نشان از نگاه جامعه شناسانه او به جامعه دارد و همچنین با گفتگوی ما هم پیوند دارد برای شما یادآور می شوم.

تو مو می بینی و من پیچش مو
توابرو ، من اشارتهای ابرو

در زمینه آزمایش و گزینش برای آغاز آواز خواندن به باورمن حنجره نوعی ساز است که استفاده از آن برای آواز خواندن در فرم ها و سبک های گوناگون نیاز به استادی درهمان فرم و سبک دارد تا از تکنیک های لازم وکافی مانند (سولفژ، ریتم ، بیان کردن هنرمندانه حس واژه های شعر) و همچنین آشنایی و یادگیری فرم موزیکی که در آن سبک آواز خوانده می شود بهره مند گردند. باید اضافه کنم که اگرخواننده ای موزیسین باشد بسیاری از مشکلات یاد گیری دراین زمینه خود بخود حل می شود و سازبرای او یک نوعی استاد محسوب می شود. بنابراین آنچه مهم است ، درست و بدون عیب خواندن و هماهنگ با مفهوم واژه های در هم تنیده شعر و موزیک است.

به این ترتیب برای گزینش یک خواننده در زمینه موزیک پاپ شرایط زیر فقط لازم می باشد و نه کافی ، که باید از سوی کارشناسان و استادان در این زمینه به آزمایش درآید. البته در صورت گذراندن این آزمون ها فقط آغاز کار می باشد و نه خواندن در یک آلبوم. این شخص باید در فرم و یا سبکی که در زمینه موزیک پاپ مورد نظرش می باشد تا مدتها کارکند و تجربه بیاموزد تا سزاوار خواندن در یک آلبوم باشد . آلبومی که شایستگی فرهنگ ایران را داشته باشد. در آن صورت است که مردم می توانند او را بپذ یرند یا حتا نپذیرند:

1- داشتن صدای دلنشین و مطبوع و مورد نظر برای فرم و سبکی که شخص می خواهد در آن زمینه فعالیت کند. بدیهی است که این ویژ گی در فرم ها وسبک های گوناگون یکسان نمی باشد.
2- توانا یی در زمینه شناخت ریتم و اجرای ریتم.
3- توانایی بهره گیری از این صدا در خواندن و ادای درست نت ها و تمیز دادن نت ها از یکدیگر و همچنین پرش نت ها و پاساژها.
4- بهره مندی از نواختن و یا دست کم آشنایی با یک ساز که این ویژگی بسیارمهمی است برای خارج نخواندن و رعایت کردن ریتم .
5- میزان و یا چند و چون ، موزیکی را که تا کنون شنیده که پشتوانه وسابقه فرهنگ موزیک او را نشان می دهد.
6- میزان آشنایی و آگاهی به فرم ها و سبک های گوناگون موزیک پاپ متداول روز در جهان و یا هر گونه موزیکی که مورد پسند شخص می باشد .
7- میزان بهره مندی از آگاهی های آکادمیک ( سلفژ ، هارمونی ، نت و...) که همه این موارد آزمون های ابتدایی هستند که باید ازسوی استادان در این زمینه ها آزمایش و پذیرفته شوند.

باید گفت که سنجش فهمیدن ریتم و نواختن آن وهمچنین ادای درست خواندن نت ها ( آواها ) از آزمون های ابتدایی می باشد که برای ورود کودکان به هنرستان های موزیک انجام می گیرد و در غیر این صورت از ورود کودک به هنرستان جلوگیری می شود. که صد البته بخشی ازخوانند گان در اجرای این دو مورد مهم (حتا بعد از سال ها) ناتوانند.

یک خواننده بی سواد از نظر موسیقی که (از نظرصدا و درست خواندن قابل قبول باشد) ممکن است برای مدتی با آنچه که در سر دارد و آنچه که آهنگساز برای آموزش به او دیکته می کند بصورت بومی سر کند اما همیشه در همین میزان باقی می ماند و برای ادامه کارهمواره برای درست خواندن به آهنگساز نیازخواهد داشت و هیچ گاه پیشرفت و دگرگونی در فرم خواندن و گزینش موزیک در کارش نخواهد داشت».

کوروش یغمایی


منبع:
سایت شخصی کورش یغمایی




طبقه بندی: اخبار دنیای موسیقی،
برچسب ها:کورش یغمایی، مصاحبه کورش یغمایی، یادداشت کورش یغمایی، کورش یغمایی اهنگ، متن ترانه ها،