• متن آهنگ خاک اسیر گوگوش

    متن آهنگ خاک اسیر گوگوش

    خواننده: گوگوش

    آهنگساز:بابک امینی

    می باره می باره
     تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
     تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
     روی هر تیکه قلبم عکس توست
     هزاران هزار قلب پاره
     تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
     تکه تکه های قلب منه که بارون میشه و می باره
     رو زبونا روی قلبا
     روی هر شاخهء بید
     می باره وای می باره
     وسط خاک اسیر توی باغچه
     روی خاک خشک گلدون
     کنار میله زندون
     می باره وای می باره

    ادامه متن در ادامه مطلب.....


    ادامه مطلب
  • » خواننده : داریوش
    » آلبوم : داریوش-گوگوش
    » آهنگ : گوگوش : مرداب

    میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر
    مونده یک مرداب پیر توی دست خاک اسیر
    منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام
    داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به پام

    من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم
    می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم
    آرزو داشتم برم تا به دریا برسم
    شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم

    اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
    اما از بخت سیام راهم افتاد به کویر
    چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند
    اما دست سرنوشت سر رام یه چاله کند

    توی چاله افتادم خاک منو زندونی کرد
    آسمونم نبارید اونم سرگرونی کرد
    حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون
    یه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون

    خورشید از اون بالاها زمینم از این پایین
    هی بخارم می کنن زندگیم شده همین
    با چشام مردنمو دارم اینجا می بینم
    سرنوشتم همینه من اسیر زمینم

    هیچی باقی نیست ازم لحظه های آخره
    خاک تشنه همینم داره همراش می بره
    خشک میشم تموم میشم فردا که خورشید میاد
    شن جامو پر می کنه که میاره دست باد
  • » خواننده : داریوش
    » آلبوم : داریوش-گوگوش
    » آهنگ : گوگوش : کوه


    تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره
    کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره
    تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام
    تو می دونی چی می گم
    تو گوش می دی به حرفام

    به چشم من
    به چشم من ، تو اون کوهی
    پر غروری، بی نیازی ، با شکوهی
    طعم بارون ، بوی دریا ، رنگ کوهی
    تو همون اوج غریب قله هایی
    تو دلت فریاده اما بی صدایی

    تو مثل قله های مه گرفته
    منم اون ابر دلتنگ زمستون
    دلم می خواد بذارم سر رو شونت
    ببارم نم نم دلگیر بارون
    تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره
    کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره
    تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام
    تو می دونی چی می گم
    تو گوش میدی به حرفام
  • » خواننده : داریوش
    » آلبوم : داریوش-گوگوش
    » آهنگ : گوگوش : همسفر


    تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
    نبودنت فاجعه بودنت امنیته
    تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
    که از قبیله ی من یه آسمون جدایی

    اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
    توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
    پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
    قد آغوش منی نه زیادی نه کمی

    منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
    خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
    منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
    خواستنی هر چی که هست
    تو بخوای من قانعم

    ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
    چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
    چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
    هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

    چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت
    عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت
    آخر شعر سفر آخر عمر منه
    لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

    منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
    خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
    منو با خودت ببر من حریص رفتنم
    عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

    منو با خودت ببر منو با خودت ببر
  •    
    » خواننده : داریوش
    » آلبوم : داریوش-گوگوش
    » آهنگ : داریوش : خورشید خانم

     
    خورشید خانم آفتاب کن
    شبو اسیر خواب کن
    مجمر نور و بردار
    یخ زمین و اب کن
    گلهای باغچه خوابن
    غمری های پیر و خسته
    قناری های عاشق
    بال صداشون بسته
    فواره های خاکی
    تن نمیدن به پرواز
    شمع و گل و پروانه
    جا نمیشن تو آواز
    خورشید خانم آفتاب کن
    شبو اسیر خواب کن
    مجمر نور و بردار
    یخ زمین و آب کن
    مرواریدای نورو
    بپاش تو دامن اب
    ما رو ببر به جشن
    گندم و عشق و آفتاب
    سوار اسب نور شو
    زمین و اندازه کن
    دستمال آبی بردار
    قلبامونو تازه کن
    خورشید خانم آفتاب کن
    شبو اسیر خواب کن
    مجمر نور و بردار
    یخ زمین و آب کن
    خورشید تن طلایی
    زمین برات هلاکه
    نگو طلا که پاکه
    چه منتش به خاکه
    زمین که عاشق توست
    حیفه تو شب بمیره
    حیفه سراغتو از ستاره ها بگیره
    خورشید خانم آفتاب کن
    شبو اسیر خواب کن
    مجمر نور و بردار
    یخ زمین و آب کن
    خورشید خانم آفتاب کن
    شبو اسیر خواب کن
    مجمر نور و بردار
    یخ زمین و آب کن

  •  خواننده : گوگوش
     آلبوم : داریوش-گوگوش
     آهنگ : گوگوش : طلاق


    بشنو همسفر من
    از این قصهء تلخ راه دشوار
    ای تو تک چراغ این شب تار

    این که گذشتن از کنار قصه ها نیست
    این که یه تصویر از سقوط آدما نیست

    ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم
    ما خود دردیم این نگاهی گذرا نیست

    سفر چه تلخه در امتداد اندوه
    حس کردن مرگ لحظهء ویرانی کوه

    همپای هر بغض شکستن و چکیدن
    از درد غربت بی صدا فریاد کشیدن

    بشنو همسفر من
    با هم رهسپار راه دردیم
    با هم لحظه ها را گریه کردیم

    ما در صدای بی صدای گریه سوختیم
    ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم

    از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم
    تا عجز خود را با هم و بی هم شناختیم

    تنهایی رفتیم به عجز خود رسیدیم
    با هم دوباره طعم تنهایی چشیدیم

    شاید در این راه اگر با هم بمانیم
    وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم

  • هم صدای خوبم بخون تا بخونم
    عمر من تو هستی بمون تا بمونم
    یه جا ابر آسمون یه جا پر از ستاره
    یه جا آفتابی آسمون یه جا می باره
    بی تو اما همه جا ابری و غم گرفتست
    ابر آسمون یه قطره بارونم نداره
    تو اگه باشی آسمون صافه
    غصه ها پشت کوه قافه
    با تو من بهارم
    بی تو شوره زارم
    وقتی هستی خوبم
    وقتی نیستی بی تو
    یه قاب شکسته رو دیوارم

    اون ور دنیا شبیه این ور دنیا روزه
    یه جا خورشید خاموشه یه جا داره می سوزه
    بی تو اما شب و روز فرقی با هم نداره
    تو چشای منتظرم سیاهی موندگاره
    تو که باشی ابرا می بارن
    دشتای خالی پر گل می شن
    با تو من بهارم
    بی تو شوره زارم
    وقتی هستی خوبم
    وقتی نیستی بی تو
    یه قاب شکسته روی دیوارم

  • مابه هم نمی رسیم مثل خورشیدیم وماه
    تن تو خاک بهشت تن من پر از گناه
    تویی یک روز بهاردور تو خورشید گرم
    من شبی بی همدمم یه شب سردو سیاه
    من به دنبال توبا پای برهنه توجوان وتازه ای من پیرو کهنه من به دنبال تو با پای برهنه تو جوان وتازه ای من پیر وکهنه

    تویی یک مرغ سپید عاشق چشم غروب
    من گلالوده وتلخ قطره ابی ته چاه
    تویی در راه سفر سفری دور و دراز تن بی قدرت من عاجز از این همه راه
    من به دنبال تو با پای برهنه تو جوان وتازه ای من پیروکهنه من به دنبال تو با پای برهنه تو جوان وتازه ای من پیر وکهنه

    تویی در راه سفر سفری دور و دراز تن بی قدرت من عاجز از این همه راه
    من به دنبال تو با پای برهنه تو جوان وتازه ای من پیروکهنه من به دنبال تو با پای برهنه تو جوان وتازه ای من پیر وکهنه
    ما به هم نمی رسیم
  • روی ابریشم چین نبض صداتو میشه دوخت
    میشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت
    میشه ته مونده ی دریا رو به یادت سرکشید
    میشه جز تو حتی آسمون آبی رو ندید
    برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم
    برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
    اشکای من گوله گوله
    می چکن رو ماهیتابه
    همه دود می شن می سوزن
    شام من گریه کبابه
    اشکای من قطره قطره می چکن روی کتابام
    داره باز بارون می باره اول و آخر حرفام
    برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم
    برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
    اشکای من گوله گوله می چکن رو شمع روشن
    روی مهتاب قدیمی می چکن رو سایه ی من
    دل دله کشف سپیده تو سفرهای ندیده
    پر فواره یی رنگی از دو چشم تو چکیده
    برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم
    برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
    من کجای شب تو رو گم کردم و تنها شدم
    آخر کدوم سحر با بوسه یی پیدا شدم
    این کدوم دل بازیه که زخمی تنهاییه
    دونه ی سرخ اناره که خود زیباییه
    برای تحمل روزسیاه به تو فکر می کنم
    برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
    به تو فکر می کنم
  • دست تو رو گرفتن آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
    یواشکی بوسیدن آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
    پیاده رو ها همشون پشت قباله ی تو
    کنار تو ترس من آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
    نبض تو رو شمردن، آی چه حال خوبی داره
    قفل قفس شکستن، آی چه حال خوبی داره
    بذار که از پچ پچ ما خبر چینا کر بشن
    رهایی مرد و زن، آی چه حال خوبی داره
    لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
    بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
    از همه ی دار و ندار من مراقبت کن
    از این دو چشم مست شب شکن مراقبت کن
    از این نگاه سرخ سرخی که آتیش گردونه
    از این دو طاق نصرت روشن مراقبت کن
    جرم سیاه منو تو رویای رنگی داشتن
    چقدر قشنگه بی اجازه مو تو شونه کردن
    حبس ابد با تو چه خوبه آی چه عشقی داره
    پس تا ابد حرفای شاعرانه بیشتر بزن
    لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
    بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
    متهم ردیف یک منم که از تو مستم
    انجا کنار مرده ها منم که زنده هستم
    جرم من اینه که چشام سایتو قاب گرفتن
    رو پوست شب اسم تو رو خال کوبی کرده دستم
    رو پوست شب اسم تو رو خال کوبی کرده دستم
    لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
    بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره



    شهیار قنبری

عکس

درباره سایت

  • سلام به متن ترانه ها خوش امدین

    در این وبلاگ به جز متن ترانه ها اکورد گیتار و تک اهنگ های زیبا و کنسرت هایی از خوانندگان قرار داده شده است
    اگر در نقد ترانه هم تخصص دارید خوشحال میشم در قسمت نظرات اون ترانه بزارید تا درمتن ترانه ها با نام خودتون قرار بگیرد
    به نویسنده هم نیاز داریم حتی اگه بخواد فقط یک متن ترانه از خواننده مورد علاقش بزاره!!
    متن اهنگ های ایرانی ...

آخرین عناوین

عکس

موضوعات سایت

نویسندگان

متن ترانه ها،متن آهنگ

فول متن ترانه های خوانندگان

منوی کاربری