تبلیغات
متن ترانه ها،متن آهنگ - مطالب سید جواد بدیع زاده

متن ترانه ها،متن آهنگ

فول متن ترانه های خوانندگان

درباره من
سلام به متن ترانه ها خوش امدین

در این وبلاگ به جز متن ترانه ها اکورد گیتار و تک اهنگ های زیبا و کنسرت هایی از خوانندگان قرار داده شده است
اگر در نقد ترانه هم تخصص دارید خوشحال میشم در قسمت نظرات اون ترانه بزارید تا درمتن ترانه ها با نام خودتون قرار بگیرد
به نویسنده هم نیاز داریم حتی اگه بخواد فقط یک متن ترانه از خواننده مورد علاقش بزاره!!
متن اهنگ های ایرانی ...
موضوعات
جستجو در وبلاگ
نویسنده :مهدی
تاریخ: 1391/07/19 21:28

ترانه "شد خزان " با خود تاریخى به همراه دارد، بسیارى از سینماگران در فیلم هاى خود براى انعکاس تاریخ و شاید حسرت گذشته فراموش شده، از این ترانه بهره برده اند. "جواد بدیع زاده " آثار و ترانه هاى بسیارى خواند، اما این ترانه شاهکار او بوده است و اجراى مکرر آن توسط هنرمندان در دوره هاى مختلف نتوانست آوازه ى اجراى اولى و اصلى آن را(بدیع زاده) را کمرنگ کند از جمله خصوصیات بدیع زاده تقلید نکردن بود و سبک خواندن او در هیچ کدام از متاخرین دیده نشد. برغم وابستگى که شعر و موسیقى در آواز ایرانى دارد تعدادى از متاخرین بیشتر به شبیه خوانى روى آورده و به جاى اداى صحیح اشعار به تحریرآواز مى پرداختند.

شد خزان

خواننده: جواد بدیع زاده

شعر: رهی معیری

 

شد خزان گلشن آشنایی              بازم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو                  وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی

با تو وفا کردم ، تا به تنم جان بود عشق و وفا داری ، با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی  نو گل گلشن جور و جفایی

از دل سنگت آه

دلم از غم خونین است    روش بختم این است

  از جام غم مستم                دشمن می پرستم

  تا هستم

تو مست از می به چمن   چون گل خندان     از مستی بر گریه من

                           با دگران در گلشن نوشی می          من ز فراغت ناله کنم تا کی؟

تو و می چون لاله کشیدنها          من و چون گل جامه دریدنها         به رقیبان خاری دیدنها

دلم از غم خون کردی      چه بگویم چون کردی

دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری  برو ای عاری ز وفاداری

که شکستی چون زلفت عهد مرا

دریغ و درد از عمرم         که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند        جفا به عاشق تا کی

نمی کنی ای گل یک دم یادم        که همچو اشک از چشمت افتادم

آه از دل تو

گر چه ز محنت خوارم کردی                    با غم و حسرت یارم کردی

مهر تو دارم باز

بکن ای گل با من                        (هر چه توانی ناز)2

کز عشقت می سوزم باز


نویسنده :مهدی
تاریخ: 1391/07/19 06:06
» آهنگ ساز : سید جواد بدیع زاده
» خواننده : سید جواد بدیع زاده
» آلبوم : منتخب سید جواد بدیع زاده
» آهنگ : مرغ بی آشیان


ای مرغ بی آشیان ،
بیرون شو از بوستان ،
کز ستم باد خزان
از باغ شو به در ، چون لاله ی تر
بیدادِ این باد ببین با گل چه ها کرد ،
چهره ی گل شد ز بی مهری او زرد
باغ بدین سبزه شد جولان گه زاغ ،
بلبل بینوا ، بیرون شو از باغ
ای ساقی اندر قدح خون رخ به لب ریز ،
وی مطرب از دل برار نغمه ی دلاویز
تا برارم از سینه ی نفس ،
این جهان نکردست به کس ، پایداری
ای بسا که بعد از من و تو ،
گل کند به مرغان قفس ، غمگساری

مطرب برون از پرده کش آهنگ افشار ،
ساقی بده جامی به یاد روی دلدار
ای نسیم صبا رو سوی یارِ من ،
کن بیان شرحی ازحالت زارِ من
کز جور تو این عاشق زار ،
چونان بلبل روزش شده تار
یا مرحمتی بر حالت وی ،
یا از سر وی تو دست بردار
نویسنده :مهدی
تاریخ: 1391/07/18 05:04
» شاعر : محمودرضا روحانی
» خواننده : سید جواد بدیع زاده
» آلبوم : منتخب سید جواد بدیع زاده
» آهنگ : ماشین مشدی ممدلی

ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
این اتولی که من میگم ، فورد قدیم لاریه
رفتن توی این اتول ، باعث شرمساریه
نه بابِ کورس شهریه ، نه قابل سواریه
بار کشیده بس که از ، قزوین و رشت وانزلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی

ماشین مشدی ممدلی ، صندلیاش فنر داره

بلیت فروشی مشدی ، و شوفر بی هنر داره
بهر مسافرینِ خود ، زحمت و دردسر داره
رفتن با اتول بود ، باعث کوری و شلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی

مسافر از بوی اتول ، تا می شینه کسل می شه
از متلک شنیدن و ، بورشدن خجل می شه
بس که فشار به او میاد ، دچار دردِ دل می شه
پاره شئد لباس اگر ، گیر کند به صندلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی

این اتولی که از قفس ، تنگ تر و کوچیک تره
جای چهل مسافر ، گنده و چاق و لاغره
شوفره بس که ناشیه ، اتول همیشه پنچره
راه نرفته در نیره ، لاستیکِ چرخِ اوّلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی

این اتولِ شکسته از ، سیستم قدیمیه
تایر او ن قراضه و ، پیستون اون لحیمیه
شوفره دائماً پی ، لوده گری و لیمیه
سربالایی نمی کشه ، مگر با خیلی معطلی
بس که ماشالا محکمه ، راه نرفته پنچره
از حلبی شکسته ها ، ساخته مبل و صندلی
ماشین مشدی ممدلی ، ارزون و بی معطلی
نویسنده :مهدی
تاریخ: 1391/07/17 04:02
» آهنگ ساز : سید جواد بدیع زاده
» خواننده : سید جواد بدیع زاده
» آلبوم : منتخب سید جواد بدیع زاده
» آهنگ : جلوه ی گل بوی سنبل

جلوه ی گل ، بوی سنبل ،
ناله ی چنگ ، بانگ بلبل
کرده صحن چمن ، پر زغلغل ،
شبنم صبح و بر چهره ی گل
مطرب آهنگُ را تازه تر کن ،
وز دل خویشتن نغمه سر کن
زخم دل تارُ ، به زخمه میازار ،
ناله ی تارُ ، کمتر برون آر
بگو به ساقی ای نسیم سحری ،
شد سپری ، عهدِ خزان
بیا به عاشقان بپیما قدحی ،
خونِ دل ، دخت رزان
از غمِ عشق ، شد دلم خون ،
با یک جلوه بردی دل ز برم

ز آتشت ای عشق ،
این دل زارم ،
گشته پریش
آتشی ، امّا ،
در دل عاشق ،
مرهم ریش

تو آخر ای عشق چه ای ؟
رهزنِ دل ، بلای جان ها
از آتش پرشررت ،
شوخته شد چه خانمانها
باعث آه و بیداد و ناله ،
از چکاوک بُوَد عشقِ لاله

ساقی اگر برخیزد ،
باده به جامم ریزد ،
جانِ من از مِی فروزد
مطرب اگر بنشیند ،
ناله ی عشق بیند ،
آتش عشقش بسوزد

برکشد از پرده ی بیداد برون

ناله ی روح بخش همایون
نویسنده :مهدی
تاریخ: 1391/07/16 20:59
» خواننده : سید جواد بدیع زاده
» آهنگ : پریوش

پریوش تو با ما چه کردی ،
به افتلده چه غوغا کردی
نگویم به خدا ای بی دل ،
به دل ها تو چه سودا کردی
پریشان تو بُد حالِ ما ،
همه منقلب احوالِ ما
که شد آتـشِ دل تیز ،
چو پیمانه ی لبریز
آن گرفت دامن دلبر طنّاز ،
وین چکید آخر از دیده غماز
بر خود این حسن پاینده گرفتی ،
جای جانان گرفتی به شگفتی
گرچه چون فلک ،
نگشتی از گردشِ خود باز
عاقبت ، خموشی آمدت ،
زین همه آواز

دیدی آخر ای عدوی جان ،
هرچه بنگری در این جهان ،
طعمه ی زوال است
سرگذشت این نورسیدگان ،
همچو روزگار گذشتگان ،
وصفِ حال است

هر آنکه قدری ننهد بینایی را ،
گرفته دنبالِ دلِ شیدایی را
نبسته زین دوران طرفی ،
کشیده رسوایی را
نبوده جز این تقدیری ،
سران سودایی را
تاجِ گران سری ،
تختِ توانگری
هریک بندی است برپا تا چندیست ،
دنیاداران را ، چون یک لبخندیست

تو هرچه گویی جاهد ،

وصفِ روشنایی ،
کجا هدایت گردد نابینایی
نویسنده :مهدی
تاریخ: 1391/07/16 20:56
» شاعر : فروغ فرخزاد
» خواننده : سید جواد بدیع زاده
» آلبوم : منتخب سید جواد بدیع زاده
» آهنگ : ای خسرو خوبان


ای خسرو خوب ،
ای خسرو خوبان نظری ،
سوی گدا کن ، حبیب من
رحمی به من ،
رحمی به منِ دل شده ی بی سروپا کن ، یار
رحمی به منِ دل شده ی بی سروپا ،
بی سروپا ، بی سروپا کن
رحمی به منِ دل شده ی بی سروپا کن ،
بی سروپا کن

ز دستِ یارم چه ها کشیدم ،

به جز جفایش وفا ندیدم
نه همزبانی ، که یک زمانی ،
به او بگویم ، غمِ نهانی
نه اهلِ دردی ، نه غمگساری ،
ز من بپرسد ، غمِ که داری
رحمی به منِ دل شده ی بی سروپا ، بی سروپاکن
تازه ترین مطالب
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :